هوای تو
جمعه 11 بهمن1387
روزی دلم پر کشید و بام تو را دید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:13 توسط نرگس کیان
دانه ای به او چشمک زد و
او خیلی اتفاقی دانه ی بعدی و تمام دانه ها را تا دم دام چشمانت دید
به هوای بام تو پر کشیده بود
اما
به روی خودش نیاورد ، انگار نه انگار که بام و دانه و دامی دیده بود.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:13 توسط نرگس کیان
انگار مرده
چهارشنبه 9 بهمن1387
فکر کنم مرده ام
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:9 توسط نرگس کیان
نفسی نه می آید ، نه می رود
شهید و مفقودالاثر هم نیستم
پس کجا گور به گور شده ام؟

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:9 توسط نرگس کیان
نیت
سه شنبه 8 بهمن1387





