تبریک
دوشنبه 30 دی1387
ناگهان دل خانه ها لرزید
ستون ها کمرشان شکست
زمین از شرم طغیان کرد
انگار کسی نبود
وقتی صاحب خانه دلش به درد آمد
سبز و سفید و سرخ به پشتوانه مرکزش طوفان به پا کرد
زنگ بیداری تکانی خورد
عده ای پلک ها را تکانی دادند
اما
کسی حواسش پی دیدن بود؟
نگاه ها گریان از سخاوت روزگار نبودند
کسی
به دل ها عقل سرخ
به جان ها شهادت
به خاکستر خانه ها، آتش
به آنها عشق هدیه داده بود
۲۳ بار خزان آمد و رفت
تا
چشم هایشان رنگ پرواز پرستو ها را دیدند.
اتمام فاجعه تبریک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:53 توسط نرگس کیان





